گروه فرهنگی «سراج24»- مرتضی اسماعیل دوست: سی و یکمین دوره جشنواره موسیقی فجر از روز 21 بهمن ماه آغاز شده و تا پایان این ماه در قالب اجرای کنسرت هایی در بخش های مختلف کلاسیک، نواحی، آهنگ های با کلام و بی کلام، پاپ و راک و موسیقی ترکیبی؛ فیوژن ادامه خواهد داشت.
اما آن چه در این روزها نقش اصلی را ایفا می کند، عدم وجود مدیریت در اجرای برنامه های اعلام شده می باشد، چنان که تا به حال به دلایل مختلف 3 کنسرت از جدول جشنواره در حالی که بلیت های آن توسط مخاطبان تهیه شده بود به راحتی لغو شد و ستاد برگزاری برای هر کدام مانند همیشه متوسل به بهانه هایی شد؛ از مشکلات رخ داده در روادید نوازنده سیتارنواز هندی، «شجاعت حسین خان» تا معضلات فنی رخ داده در گروه «تندر» و دلیل اعلام نشده برای لغو کنسرت کاوه یغمایی که هر کدام با درایت مجریان برگزاری پیش از آغاز جشنواره امکان حل شدن و یا حذف خواننده و گروه های فاقد شرایط از جدول برنامه ریزی بود تا این گونه مردم دچار درهای بسته نشوند.
شاید مانند همیشه مدیران بر این تصور بودند که وجود چند نام مطرح می تواند بساط بازارگرمی جشنواره را فراهم کند و این شرایط ناگوار می تواند هزاران دلیل سهل انگارانه و ناخوش احوال دیگر را هم به دنبال داشته باشد که همگی تنها یک مخرج مشترک داشته و آن بی تدبیری محض مدیریت جشنواره خواهد بود.
هر ساله معضلات بسیاری در جشنواره موسیقی وجود دارد، همچون تاخیر در برگزاری کنسرت ها و شیوه سهمیه بندی رسانه ها برای در اختیار داشتن بلیت اجراها که چنان افسار گسیخته و بدون برنامه ای شفاف رخ می دهد که در دستان هر فردی ناکوک از جهان موسیقایی که نه اهل هنر بوده و نه راهی به عالم رسانه دارد، جواز حضور در جشنواره توسط مجریان دیده می شود و آن هایی را که نقش آفرین این عرصه بوده و حرفه شان در راستای چنین امری است در نهایت لطف ستاد برگزاری به چند اجرای دسته چندم! راهی می کنند و در این چرخه ناراست شاهد انواع بی برنامه گی ها هستیم و این در حالی است که 2 مانده به آغاز این رویداد سالانه، مسئولان برپایی با برگزاری آئین گشایش جشنواره چه وعده ها که سر ندادند! از ساختار متفاوت جشنواره سی و یکم که از آن به عنوان نقطه عطفی در برگزاری جشنواره ها یاد شد و اشاره به مواردی مانند معرفی و گسترش فرهنگ ایران در داخل و خارج از مرزهای کشور و همچنین حمایت و بسترسازی برای رشد کمی و کیفی موسیقی کشور شده بود! و این ها در کنار مشاهدات چند روز اخیر می تواند مرز میان خیال و واقعیت از سوی متولیان امر را ثابت می سازد.
وضعیت به هم ریخته موسیقی در شرایط فعلی و نبود ساز و کار مشخص در روند اجرایی برنامه های اداره موسیقی وزارت ارشاد که مسئولیت ساختارسازی و پیگیری برنامه های این حوزه را در وزارت خانه ارشاد به عهده دارد چنان اسفناک بوده که تنها در بیرون و در قالب بازی با واژه ها رنگ خوش رنگی به خود می گیرد و فقدان نظارت در اعطای مجوز به آلبوم های موسیقی و وضعیت به هم ریخته موسیقیدانان معتبر و دردمند مساله ای نیست که بخواهد از چشمان تیزبین اهالی رصدخانه فرهنگ و هنر خارج شود.
همه این معضلات در کنار هم وقتی در پیام معاون هنری وزیر ارشاد برای آغاز به کار جشنواره موسیقی همراه می شود، غمباره ای جان سوز را به همراه دارد، وقتی مرادخانی از نگاه ویژه وزارت خانه ارشاد به دیپلماسی فرهنگی سخن رانده بود و این در حالی است که یکی از اجراهای لغو شده تاکنون به دلیل عدم رغبت نوازنده ای رقم خورد که علاقه ای به چسباندن مُهر روادید ایرانی نداشته و به دنبال اجرای کنسرت خود در خاک آمریکا بود! و این چنین است اوضاع موسیقی در دولتی که می خواست ساز خوش امید را به روح دلربایان به صدا در آورد و در نهایت غمپاره ای از آن به جا ماند که سوز آن بسیار است.



